سه ماه بعد از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶ تصویر کاملاً متفاوت به نظر میرسد. ایران ظرفیت نظامی خود را حفظ کرده و علیرغم درخواست ترامپ، هیچ قیامی در شرف وقوع نیست.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه ایران نوشت: سه ماه بعد از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶ تصویر کاملاً متفاوت به نظر میرسد. ایران ظرفیت نظامی و صنعتی خود را حفظ کرده است و علیرغم درخواست ترامپ از ایرانیان برای سرنگونی حکومت، هیچ قیامی در شرف وقوع نیست. هدف اولیه جنگ – وارد کردن ضربه مهلک به جمهوری اسلامی- دستنیافتنی بوده است. کوره جنگ به جای اینکه ایران را در هم بشکند، آن را به شیوههای پیشبینینشدهای دگرگون کرده است.
جمهوری اسلامی برای بقا و ایجاد مزایای استراتژیک جدید، مجبور به سازگاری و نوآوری شد و نحوه جنگیدن، اداره دولت و مدیریت جامعه را تغییر داد و این کار را باید با سرعتی بیسابقه انجام میداد. تهران اکنون به دستاوردهای خود اطمینان دارد و مصمم است که این دستاوردها را در داخل و خارج از کشور تثبیت کند. این جنگ باعث ظهور یک ایران جدید شده است، ایرانی که خاورمیانه را تغییر شکل خواهد داد و بر روند ژئوپلتیک در سالهای آینده تأثیر خواهد گذاشت.
یک جانشینی آرام
اسرائیل و ایالاتمتحده با احساس اینکه ایران در اثر جنگ ۱۲روزه اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ و اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶ تضعیف شده است، در ۲۸ فوریه حملات هوایی را آغاز کردند. آنها انتظار داشتند از طریق ترورهای هدفمند رهبران ایران به پیروزی سریعی دست یابند، اما این اتفاق نیفتاد. در عوض، در را برای به دست گرفتن قدرت توسط نسل جدیدی باز کرد. ناظران خارج از ایران بر تعداد انگشتشماری از رهبران ارشد مانند رهبری جدید، محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس و احمد وحیدی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تمرکز میکنند.
با این حال، مهمتر از آن، دگرگونی در ردههای پایینتر از آنهاست: نسل جدیدی از فرماندهان سپاه و مقامات امنیتی غیرنظامی که پس از انقلاب ۱۹۷۹ به بلوغ رسیدهاند. آنها اکنون مناصب کلیدی تصمیمگیری را در اختیار دارند و دیدگاه ملیگرایانه آنها در مورد کشورداری و امنیت، جمهوری اسلامی را از نو تعریف میکند. نسل دوم انقلابیون ایران، از جمله رهبر کنونی، قالیباف و وحیدی، نوجوانان و جوانان دوران جنگ ایران و عراق بودند. جهانبینی آنها در سنگرهای طولانیترین جنگ متعارف قرن بیستم شکل گرفته است.
کسانی که در طبقه مدیریتی جدید نیروهای سیاسی و مسلح ایران یعنی نسل سوم انقلاب، قرار دارند، چیزی جز ایران پس از انقلاب نمیشناسند. اعضای این طبقه از افسران نیروهای مسلح و سپاه پاسداران، فرهنگی ساختاریافته و تکنوکراتیک و دیدگاهی استراتژیک مبتنی بر دفاع ملی را اتخاذ کردند. آنها با اعتماد به نفس رهبرانی حکومت میکنند که معتقدند با موفقیت از ایران در دو جنگ علیه قدرتهای برتر نظامی (جنگ ۱۲روزه سال گذشته و درگیری بسیار بزرگتر امسال) دفاع کرده و به چیزی دست یافتهاند که انقلاب وعده آن را داده بود: تضعیف واقعی قدرت آمریکا در خاورمیانه.
نسل جدید در زمان تأسیس جمهوری اسلامی کودک بوده و با اعتقاد به حق حکومت آن بزرگ شده بودند. این مردان برای رسیدن به قدرت نجنگیدند؛ آنها در درون نهادهای قدرت به بلوغ رسیدند. آنها در حال اداره یک دولت هستند. آنها ملیگرایان عملگرا و سرسختی هستند که با ارزیابی دقیق از تواناییها و آسیبپذیریهای ایران عمل میکنند. آنها میتوانند صبر استراتژیک به خرج دهند و قاطعانه عمل کنند. آنها به نقاط ضعف ایران مکرراً و علناً نگاه میکنند و با آنها به عنوان مشکلاتی که باید حل شوند، برخورد میکنند. این غریزه، محرک تغییراتی بود که تهران بین دو جنگ ایجاد کرد.
نبرد سختتر شد
پیش از حمله آمریکا و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، فرض این بود که به طور نامحدود یک بنبست نه جنگ و نه صلح با ایالاتمتحده و اسرائیل وجود دارد. از لحظه پایان جنگ ۱۲روزه رهبری جدید نظامی انتظار داشت که آتشبس ژوئن فروپاشد و جنگ دیگری- احتمالاً با دخالت ایالاتمتحده از همان ابتدا- در پی آن رخ دهد. دانشگاهها، مؤسسات تحقیقاتی، اندیشکدهها و نهادهای دولتی ایران شروع به میزبانی بحثهایی در مورد درسهای آموختهشده و تغییرات مورد نیاز کردند. در آن هشت ماه، تغییرات نهادی بیشتری نسبت به مجموع ده سال گذشته رخ داد. بسیاری از تصمیمات اجرایی در مورد تجارت، کشاورزی و مدیریت خدمات اقتصادی و اجتماعی از تهران به مراکز استانها غیرمتمرکز شدند و سازمانهای ناظر بر تبلیغات، ارتباط با مخاطبان داخلی و انتشار اطلاعات در خارج از کشور، دستخوش یک بازنگری نسلی شدند.
پس از ترور و شهادت آیتالله خامنهای و ظهور رهبری جدید، تحول نسلی را تأیید و تسریع کرد و نهتنها فروپاشی نهادی مورد انتظار واشنگتن، بلکه برعکس آن را به بار آورد. ترور رهبر ایران به جای تضعیف روحیه نظام، به نسل جدید رهبران جهت و هدف داد؛ این پیام همچنین بخش بزرگتری از جامعه ایران را به گرد پرچم ایران جمع کرد. رفتار ایران در جنگ بعدی، رویکرد نسل جدید را منعکس میکرد. اما بین دو جنگ، هرج و مرج جای خود را به نظم و انضباط سازمانی و انعطافپذیری داد. یک شورای عالی دفاع جدید – به رهبری ژنرالهای سپاه، عبدالرحیم موسوی، محمد پاکپور و علی شمخانی – برای تسریع تغییرات نظامی ایجاد شد.
قالیباف، ژنرال سابق سپاه که در سال ۲۰۲۰ رئیس مجلس شد و علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نقشهای موازی در بوروکراسی غیرنظامی و اقتصادی ایفا کردند و از طریق وزارتخانههای دولتی و مقامات شهری کار میکردند. این مردان که از کهنهسربازان جنگ ایران و عراق بودند، آموخته بودند که در خطوط مقدم، در برابر مشکلات غیرقابل عبور مدیریت کنند. نسل بنیانگذار انقلاب، در مواجهه با بزرگترین چالش ایران از دهه ۱۹۸۰، بهسرعت به سازماندهی مجدد کشورداری پیرامون جنگ روی آوردند. این رهبران مسنتر بر گذار به نسل جدید نظارت داشتند، نسلی که بهسرعت گرههای پراکنده قدرت را در یک ساختار تصمیمگیری منسجم سازماندهی مجدد کرد، ساختاری که پس از فقدان هر رهبر واحدی دوام بیاورد.
در میدان نبرد، نیروهای مسلح ایران درسهای جنگ ژوئن ۲۰۲۵ را با دقت به کار گرفتند. آنها به حمله آمریکا و اسرائیل که در فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، با شلیکهای سیستماتیک موشکها و پهپادهایی که برای از بین بردن ذخایر رهگیرهای آمریکا و اسرائیل در سراسر منطقه طراحی شدهبودند، پاسخ دادند. آنها به این نتیجه رسیده بودند که دشمنانشان انتظار دارند بهسرعت توانایی موشکی ایران را نابود کنند و برای یک کارزار طولانیمدت آماده نیستند. در طول جنگ ۲۰۲۵، اسرائیل ورودیهای «شهرهای موشکی» ایران را هدف قرار داده بود، آنها را مسدود کرده و ایران را مجبور کرده بود عمدتاً از مناطق شرقی فراتر از دسترس اسرائیل، موشک پرتاب کند.
ایران با پراکنده کردن موشکاندازهای خود در سراسر جغرافیای وسیع خود و استقرار مهندسان در داخل شهرهای موشکی در کنار پرسنل نظامی، برای تعمیر موشکاندازها و ورودیهای آسیبدیده در زمان واقعی، به این اقدام پاسخ داد. این امر ایران را قادر ساخت تا مدت زمان بیشتری نسبت به آنچه اسرائیل و ایالاتمتحده انتظار داشتند، به شلیک ادامه دهد. سپاه پاسداران همچنین پهپادهای ارزانقیمت را برای غلبه بر سیستمهای راداری و مواضع نظامی ایالاتمتحده در سراسر خلیج فارس و اسرائیل به کار گرفت و مانع از بمباران و باز کردن مسیرهای موشکی به اهداف در سراسر منطقه شد.
ایران با تکیه بر منطق جنگ نامتقارن دستههایی از پهپادهای شاهد را اعزام کرد. این سلاحهای ارزان و قابل مصرف، پدافند هوایی محافظ پایگاههای ایالاتمتحده و همچنین متحدان عرب واشنگتن را تضعیف کردند و راهروهایی را برای موشکهای دقیق جهت حمله به اهداف با ارزش بالا باز کردند. ارتش ایران نهتنها یاد گرفته بود حملات را تحمل کند، بلکه با خنثی کردن اهداف جنگی دشمنان خود، مزیت استراتژیک نیز به دست آورد.
توازن قدرت جدید
مهمترین پیروزی برای نسل جدید رهبران این است که استراتژی آنها مؤثر واقع شد. در برابر بمبارانهای شدید ایالاتمتحده و اسرائیل مقاومت کرد، کنترل تنگه هرمز را به دست گرفت و با محاصره دریایی ایالاتمتحده مقابله کرد. در این فرآیند، میدان نبرد را به خلیج فارس گسترش داد و خسارات سنگینی به ۱۶ پایگاه آمریکایی وارد و چندین پایگاه را غیرقابل استفاده کرد. در ماه مارس، شبهنظامیان عراقی ایالاتمتحده را مجبور به ترک کمپ ویکتوری، یک تأسیسات نظامی بزرگ ایالاتمتحده در بغداد که نیروهای آمریکایی از سال ۲۰۰۳ آن را اشغال کرده بودند، کردند.
حملات ایران همچنین بحران اعتماد را در میان کشورهای خلیج فارس ایجاد کرد. ایالاتمتحده جنگ را به شهرها و زیرساختهای حیاتی آنها کشانده و در محافظت از آنها شکست خورده بود. اقتصاد آنها به آسیب جانبی تبدیل شد. نقض اعتماد بین پایتختهای خلیج فارس و واشنگتن از درگیری فوری بیشتر دوام خواهد آورد. این سؤال همچنان بیپاسخ است که چه تعداد پایگاه آمریکایی بازسازی خواهد شد و آیا ایالاتمتحده یا متحدان عرب آن در برابر ایرانی که نشان داده است میتواند تنگه هرمز را کنترل کند، از آنها استفاده زیادی خواهند کرد یا خیر.
ایران با بستن تنگه هرمز و هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی، هزینههای قابل توجهی را بر بازارهای جهانی انرژی و تجارت تحمیل کرد. این تهاجم – ترکیبی از حملات پهپادی، ناوگان قایقهای تندرو و تهدید مینها – تواناییای را نشان داد که واشنگتن مدتها آن را نادیده گرفته بود. تهران بنبست حاصل را به عنوان یک توازن قدرت جدید میبیند. ایالاتمتحده با تغییر از جنگ هوایی به محاصره دریایی، در واقع اعتراف کرد که ایران میدان نبردی را که درگیری در آن رخ خواهد داد، تغییر داده است.
ترامپ محاصره دریایی را به عنوان راهحلی جادویی برای پیروزی در جنگ پذیرفت، اما این کار تنها فشار بیشتری بر اقتصاد جهانی وارد کرد. این بنبست به معنای برابری استراتژیک بیشتر بود.کنترل تنگه که یک گلوگاه اقتصادی جهانی بیشک حیاتی است، به عنوان یک اهرم اقتصادی و عامل بازدارنده در برابر حملات آینده به تهران خدمت خواهد کرد. برای رهبران ایران، این قدرت تازه بهدستآمده تا حدودی هزینههایی را که در طول جنگ متحمل شده جبران میکند.
از نظر تهران، فشار چند دههای بر ایران توسط ایالات متحده به پایان رسیده است. نظم جدید منطقهای کمتر با برتری آمریکا و بیشتر با چندقطبی بودن تعریف خواهد شد. تهران قصد دارد این دستاوردها را در هر توافقی که به جنگ پایان دهد، تضمین کند. اصرار بر کنترل تنگه هرمز و اخذ عوارض از کشتیهای عبوری، و پیششرطهای آن برای مذاکرات – آتشبس در لبنان و پایان محاصره دریایی ایالات متحده – نشان دهنده باور رهبری است که جنگ موازنه قدرت را به نفع آن تغییر داده است. حاکمان جدید ایران بر این اساس در حال مذاکره هستند.
ایران با به کارگیری تجارب جنگ ۱۲ روزه با سرعتی شگفتآور، این دستاوردهای استراتژیک را به دست آورد. در ژوئن ۲۰۲۵، ایران خود را در حال جنگیدن با شرایط اسرائیل یافت. فراتر از سازماندهی مجدد ارتش ایران، چندین تحول خاص برجسته است. یکی از آنها حمله تهران به زیرساختهای اطلاعاتی بود. فرماندهان ایرانی خیلی زود فهمیدند که نمیتوانند با مزایای ایالات متحده و اسرائیل در اطلاعات ماهوارهای، حملات دقیق و دفاع هوایی یکپارچه برابری کنند.
کاری که آنها میتوانستند انجام دهند، ناامید کردن تصمیمگیریهای میدان نبرد ایالات متحده و اسرائیل با ایجاد شکاف بین آنچه رادارها مشاهده و آنچه فرماندهان تفسیر میکردند، بود. حملات به تأسیسات راداری ایالات متحده در سراسر خلیج فارس، زیرساختهای هشدار اولیه و هدفگیری را که زیربنای عملیات هوایی ایالات متحده و اسرائیل در منطقه بود، تضعیف کرد. ایران به طور سیستماتیک تلاش کرد تا برتری فناوری دشمن را به جای رویارویی مستقیم با آن، از بین ببرد.
بستن تنگه هرمز توسط ایران، تحول بزرگ دیگری بود. انسداد تنگه مدتها در تهران به عنوان یک گزینه عملی مورد بحث قرار گرفته و مدتها در واشنگتن به این دلیل که به صادرات خود ایران آسیب میرساند، رد میشد. علاوه بر این، مقامات آمریکایی استدلال میکردند که قدرت دریایی ایالات متحده میتواند ناوگان ایران را در آغاز جنگ نابود کند و در عمل توانایی تهران برای بستن تنگه را از بین ببرد. ایران ثابت کرد که همه این فرضیات اشتباه است. بیش از چهار دهه، دکترین نظامی ایران بر جنگ نامتقارن متمرکز بود که برای بهرهبرداری از آسیبپذیریهای نیروهای متعارف ایالات متحده و اسرائیل طراحی شده بود.
برای بستن تنگه نیازی به نیروی دریایی سنتی نداشت. با استفاده از پهپادها، قایقهای تندرو و تهدید مینها، کنترل تنگه را اعمال و فشار را به طور روشمند تنظیم میکرد، آن را برای هفتهها حفظ و از رویارویی کاملی که برای پیروزی در آن آماده نبود، اجتناب میکرد. تنگه هرمز اکنون توسط همه طرفها به عنوان یک دارایی ایران شناخته میشود، نه یک مسیر دریایی باز که توسط ضمانت آمریکا پشتیبانی میشود. یک تحلیلگر ایرانی به ما گفت: «کاهش تحریمها دیگر برای ما مهم نیست زیرا میدانیم که این اتفاق نخواهد افتاد و حتی اگر بیفتد، طولانی مدت نخواهد بود. ما اشتباهات گذشته را تکرار نمیکنیم. اکنون مدیریت هرمز کلید ماجراست.» این نشان دهنده یک تغییر جهت اساسی در استراتژی اقتصادی ایران است؛ دور شدن از پیگیری ادغام مجدد در سیستم مالی تحت رهبری غرب و حرکت به سمت استفاده از تسلط بر جغرافیای حیاتی.
کمپین ارتباطی تهران در طول جنگ، گسست دیگری را با گذشته رقم زد. پیامرسانی دولت ایران از طریق رسانهها و کانالهای دیپلماتیک، درک پیچیدهای از مخاطبان جهانی را نشان داد. سفارتخانههای ایران محتواهای قابل توجهی را در رسانههای اجتماعی منتشر و به اشتراک گذاشتند، از جمله موزیک ویدیوهای انیمیشنی با آدمکهای لگو، که گفتوگوهای عمومی را بسیار فراتر از خاورمیانه سوق میداد. روایت ایران از جنگ، به مخاطبان جهان عرب، آفریقا، آمریکای لاتین، آسیای جنوب شرقی و حتی در ایالات متحده و اروپا رسید و آنها را متقاعد کرد. ارتباطات استراتژیک ایران منعکس کننده همان مهارت تکنوکراتیک است که مشخصه کمپین نظامی بوده است.
در نهایت، رهبران ایران به این درک و فهم رسیدهاند که مشکلات اقتصادی بزرگترین تهدید برای ثبات سیاسی ایران است. به محض اعلام آتشبس در ماه آوریل، دولت با یک بسته اصلاحات اقتصادی پیش رفت، اقدامی که آن را برای مدیریت پیامدهای اقتصادی جنگ ضروری دانست. عجله برای پروژههای بازسازی زیرساختی – پلها، راهآهن، بیمارستانها – نشان میدهد که دولت به سمت یک قرارداد اجتماعی جدید حرکت میکند، قراردادی که بر شایستگی اثباتشده استوار خواهد بود.
چرخش ملیگرایانه
در زمان اعتراضات در ژانویه ۲۰۲۶، سیاست کشور با شکاف بین جمعیتی تعریف میشد. جنگ این تصویر را پیچیدهتر کرده است.تبعات جنگ گسترده بوده است: زیرساختهای عمومی، کارخانهها، مدارس، بیمارستانها، بناهای تاریخی و حتی کل محلهها آسیب گسترده دیدهاند. در حالی که بمبها و موشکهای اسرائیلی و آمریکایی، ایران را در هم میکوبیدند، ترامپ تهدید کرد که جداییطلبان را مسلح خواهد کرد، مرزهای ایران را از نو ترسیم خواهد کرد و اقتصاد و تمدن آن را نابود خواهد کرد. این حملات نظامی و لفاظیها در کنار هم، واکنشی ملیگرایانه را برانگیخت که از اختلافات سیاسی فراتر رفت. آنچه پس از جنگ تغییر کرده است اکنون از طریق مبارزه ملی علیه دشمن خارجی که ایرانیان آن را با اسکندر مقدونی که امپراطوری ایران را در قرن چهارم پیش از میلاد فتح کرد و مغولها که شش قرن پس از آن آمدند، مقایسه میکنند، منعکس میشود.
برخلاف انتظارات آمریکا و اسرائیل، جنگ باعث شورشهای خیابانی نشده است. هر چه بیشتر طول میکشید، ساختار ایران کمتر در معرض تهدید قیامهای عمومی قرار میگرفت. جامعه ایران نه علیه دولت، بلکه در کنار آن بسیج شد، روزانه در سراسر کشور راهپیمایی برگزار میکرد، زنجیرههای انسانی برای محافظت از نیروگاهها تشکیل میداد و روی پلهایی که ترامپ تهدید کرده بود، تجمع میکرد. شکاف بین دولت و جامعه که در ژانویه مشخصه ایران بود، از طریق تجربه مشترک زندگی در میان بمباران و مشاهده ویرانی آن محو شد.
طبق تحلیل بلومبرگ، دو سوم اهداف مورد حمله در تهران قبل از آتشبس، ساختمانهای مسکونی، تجاری و سایر ساختمانهای غیرنظامی بودند. در مصاحبههای متعدد، ایرانیان انفجارهایی را توصیف کردند که شب و روز در بدنشان طنینانداز میشد و زخمهای روانی عمیقی بر جای میگذاشت. برای آنها، نیروهای مسلح ایران مدافع بودند. شعاری که در راهپیماییهای سراسر ایران برای تشویق حملات موشکی و پهپادی ایران شنیده میشد، تغییر حال و هوا را به تصویر میکشید: «بزن که خوب میزنی.» همانطور که محمد مهدی اردبیلی، فیلسوف و مخالف ایرانی، در هفته پنجم جنگ در تهران گفت: «در این برهه از زمان، جمهوری اسلامی و ایران یکی هستند. اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، ایران سقوط میکند.»
این احساسات به نحوه مدیریت جنگ در داخل کشور نیز سرایت کرد. ایرانیان، گاهی با تعجب، متوجه شدند که پس از هفتهها بمباران و محاصره دریایی، هیچ کمبود غذا یا سوختی وجود نداشت و زندگی روزمره تا حد زیادی بدون وقفه ادامه داشت. یکی از ساکنان تهران به ما گفت: «به جز بمبها، احساس نمیکردیم که در جنگ هستیم.» چنین مشاهداتی به معنای تأیید [آن] نیست، اما نشاندهنده تغییر در نحوه نگاه ایرانیان به رهبرانشان است. یک استاد دانشگاه به ما گفت: «کشور وارد یک جنگ ملی شده است و هویت جدیدی در حال شکلگیری است.»
امتیازات حاکمیت ایران در مورد مسائل اجتماعی نشان دهنده تلاشی برای پایدار کردن وحدت زمان جنگ قبل از تغییر روند سیاسی است. برای حاکمان ایران، رسیدگی به مشکلات اقتصادی پس از پایان جنگ ضروری خواهد بود. واشنگتن فرض میکند که تهران همچنان به مذاکره برای لغو تحریمها علاقهمند است. اما ایران فعلاً روی دیپلماسی حساب نمیکند؛ چر اکه دیگر معتقد نیست که ایالات متحده هرگز تحریمها را لغو خواهد کرد. در عوض، به دنبال توافقی است که به جنگ پایان دهد، دستاوردهای ایران را تثبیت کند و راه را برای مزایای اقتصادی حاصل از ترافیک دریایی از طریق تنگه هرمز هموار کند.
واشنگتن این موضع جدید را به اشتباه لجاجتی ناشی از انعطافناپذیری ایدئولوژیک و رقابت جناحی در تهران تفسیر میکند. اما رویکرد تهران نه نشاندهنده انعطافناپذیری ایدئولوژیک است و نه اختلافات جناحی. در عوض، این رویکرد نشاندهنده اعتماد به نفس تازه یافته ایران و درسهایی است که از جنگ و دورهای قبلی مذاکرات آموخته است. رهبران ایران درک میکنند که ایالات متحده به دنبال به دست آوردن چیزی از مذاکرات است که در جنگ نمیتوانست به آن دست یابد و واشنگتن به معامله علاقهای ندارد، بلکه به تسلیم ایران علاقهمند است.
دو بار پیش از این، ژوئن گذشته و فوریه، مذاکرات با ایالات متحده به دلیل حملات ایالات متحده و اسرائیل قطع شد. و پس از توقف مذاکرات در اسلامآباد در ۱۲ آوریل، واشنگتن بلافاصله محاصره دریایی را اعمال کرد و به دنبال آن درخواست دیگری برای تسلیم بیقید و شرط ایران مطرح شد. رهبران ایران از قبل ادعا میکنند که در جنگ پیروز شدهاند. آنها آماده نیستند دستاوردهایی را که به دست آوردهاند از دست بدهند. این اعتماد به نفس – که ریشه در این باور دارد که جنگ به جای تضعیف، ایران را قدرتمند کرده است – در حال شکلدهی به دیدگاه بینالمللی ایران است.
دکترین چندجبههای
چرخش ایران به سمت ملیگرایی در داخل کشور به این معنی نیست که تهران متحدان منطقهای خود را رها خواهد کرد. این کشور اساساً روابط خود با حزبالله در لبنان، متحدان در عراق و یمن را مورد مذاکره مجدد قرار نخواهد داد. این اتحادها به عنوان بخشی از یک استراتژی منسجم منطقهای که برای حفظ عمق استراتژیک ایران در برابر فشار مداوم ایالات متحده و اسرائیل طراحی شده است، به کار گرفته خواهند شد.
استراتژیستهای ایرانی به این نتیجه رسیدهاند که در طول جنگ غزه، دادن زمان به اسرائیل برای جنگیدن یک به یک با گرههای مختلف «محور مقاومت» یک اشتباه بود. اما در ماه فوریه، ایران با درس گرفتن از این موضوع، به سرعت مقاومت لبنان و عراق را به طور همزمان فعال کرد و جبهه دومی برای اسرائیل در لبنان ایجاد کرد، جنگ را در سراسر منطقه گسترش داد و ایالات متحده را مجبور به بستن کمپ ویکتوری در عراق کرد.
فرماندهان ایرانی شبکه منطقهای خود را روی این محاسبه حفظ میکنند که ایران تا زمانی که با تهدیدات نظامی و محاصره اقتصادی ایالات متحده و اسرائیل مواجه است، نباید کاملاً مستقل رفتار کند. در تحلیل تهران، سیاست ایالات متحده و اسرائیل با هدف هژمونی اسرائیل در سراسر خاورمیانه است – هدفی که مستلزم یک ایران ضعیف و در هم شکسته است. محور مقاومت، که زمانی توسط بسیاری از ایرانیان به عنوان خیریهای برای یک آرمان ایدئولوژیک رد میشد، اکنون توسط بخش بزرگتری از مردم به عنوان ابزاری برای دفاع ملی درک میشود.
کد مطلب 6951558
-
رجاییفرد: کمبود نیروی انسانی، مشکل اساسی آموزش و پرورش کیش است
-
آسانی باز هم به تیم ملی آلبانی دعوت نشد
-
۳ تن کالای غیرمجاز در یزد معدوم شد
-
اف – ۳۵ هم چاره کار سعودی نیست
-
مهر و موم واحد صنفی اختلاط برنج در بازار عمدهفروشان یاسوج
-
برخورد با مراکز آموزشی غیرمجاز در دستور کار آموزش و پرورش
-
بینیاز: مدارس و مراکز علمی جزیره باید در شأن جایگاه کیش توسعه یابند
-
محکومیت میلیاردی قاچاقچی سوخت در یزد
-
الزام ۱۴ پروژه منطقه ویژه گچساران به جذب نیرو از سامانه اشتغال
-
نجاتی: ۲۰ هزار بیمار خاص و صعبالعلاج در مرکزی نشان دار شدند
-
اعدام عامل انتقال اطلاعات سایتهای موشکی اصفهان به موساد
-
پرداخت حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی از یکشنبه آغاز می شود
-
آتشسوزی در خیابان دولت؛ اورژانس: تا این لحظه مصدومی گزارش نشده است
-
آغاز سال تحصیلی دانشگاهها از امروز؛ آموزش در ۲۱ دانشگاه مجازی آغاز شد
-
ناپدید شدن محموله قطعات «اف ۳۵» و احتمال لو رفتن اطلاعات محرمانه
-
قیمت طلا و انواع سکه در بازار امروز؛ بهار آزادی در کانال ۲۳۵ میلیون
-
حقوقها باید نیمه دوم سال افزایش یابد؛ جزئیات «طرح اقتصاد مقاومتی»
-
مشاهده «تلما» به همراه دو توله یوز؛ قاب امیدبخش از قلب توران شاهرود
-
کره شمالی قطعنامه آژانس درباره برنامه هستهای اش را رد کرد
-
خلف وعده در ترمیم مزد کارگران
-
روزنامههای ورزشی شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
-
روزنامههای صبح شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
- دوربین مداربسته
- مبلمان اداری
- جراح بینی تهران
- بلکا
- جراح بینی در تهران
- لوازم تحریر
- خرید طلای آب شده
- قیمت موکت
- تور کربلا
- استند تسلیت
- مداحی اربعین
- مرجع پاسخ معتبر پزشکان
- فروش مواد شیمیایی
- قیمت ایمپلنت
- قطعات لباسشویی
- آموزشگاه تیزهوشان
- بلیط هواپیما
- نمایندگی بوش در تهران
- آموزشگاه زبان ملل
- قیمت و خرید سمعک نامرئی
- مهرینو
- تهران تایمز
- روزنامه آگاه

